تبلیغات
ღپـــــــــــــادشاه دلـــــــــــهاღ - اتل متل جدید

ღپـــــــــــــادشاه دلـــــــــــهاღ

اتل متل جدید

  
اتل متل جدایی.......عروسکم کجایی

حسن شده پریشون.......دلش شده پراز خون

عشقش رفته هندستون........خونش شده قبرستون

یه عشق دیگه بردار..........یه دنیا غصه بردار

اسمشو بزار بچگی......تا آخر زندگی

ها چین و وا چین تموم شد

عمر منم حروم شد

.......


اینم چند تا جوک جدید

به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟

میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما

منتظرم برگرده ببینم چی میشه !


اون یه دونه یوسفی هم که برگشت به کنعان اش

استثنا بود ! تو غمت روبخور !!


پدر به دختر :

دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟

دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !

پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم!


مشتری: این کت چنده؟

فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان

مشتری: وای! اون یکی چنده؟

فروشنده: وای وای!!


سفارش یارو به فرزندش :

برو مسجد هم نمازت رو بخون هم کفشاتو عوض کن !


یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کنم !


سه نفر توی هواپیما برای هم كلاس می ذاشتند . 
اولین نفر با موبایل 
دومین نفر با لب تاپ 
سومین نفر می بینه داره كم میاره ، میره یك دستمال كاغذی رو لوله می كنه میگذاره توی جیبش ( البته یك گوشه از دستمال كاغذی را از جیبش بیرون میذاره ) 
بعد میاد پیش دوستاش 
یكی از دوستاش ازش می پرسه :  این چیه از جیبت بیرونه ؟ 
میگه وای خدای من ، كی برای من فكس فرستاده !!!؟؟؟


قزوینیه می گن شما چرا اینقدر خوشبختین؟ میگه: برای اینکه بخت می ترسه به ما پشت کنه 


+ نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن 1390 ساعت 08:03 ب.ظ توسط ماریا نظرات |