نمـــی دانـم چــــرا ؟!
ایـن روزهــــا
در جـــواب هـــرکــــه از حـــالم مـــی پرســــد
تـــا مــــی گویــــم … ” خوبــــــــم “
چشمـــــانم
خیس مــــی شـــــود …
در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ….
خیلی دلم گرفته….
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…
انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…
آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

جاستین بیبر بخاطر کار احمقانش مجبور به ازدواج شد!
کار احمقانه ی اون بچه دار کردن دوست دخترش بود
شایدم خوشحال باشن
پای هم پیر شن!!![]()
می دانی اولین بوسه ی جهان چه طور كشف شد؟
دست هاش تا آرنج گلی بود گفت: در زمانهای بسیار قدیم زن و مردی
پینه دوز یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند.
مرد دستهاش به کار بود تکه نخی را با دندان کند به زنش گفت
بیا این را از لب من بردار و بیانداز زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود.
آمد که نخ را از لبهای مرد بردارد دید دستش بند است
گفت چه کار کنم ناچار با لب برداشت،
شیرین بود...
ادامه دادند ....
| کدام بازیگر زن در سریال عشق ممنوع را بیشتر دوست دارید؟ | ||
|---|---|---|
| ششم شهریور 90 ساعت 09:30:06 | ||
| سمر | (105 رای) | |
| نهال | (127 رای) | |
| بشری | (13 رای) | |
| لمیس خانوم | (36 رای) | |
| بیسان | (38 رای) | |
| فیروزه خانوم | (20 رای) | |
| شرکت کنندگان | 294 نفر | |
اتل متل جدایی.......عروسکم کجایی
حسن شده پریشون.......دلش شده پراز خون
عشقش رفته هندستون........خونش شده قبرستون
یه عشق دیگه بردار..........یه دنیا غصه بردار
اسمشو بزار بچگی......تا آخر زندگی
ها چین و وا چین تموم شد
عمر منم حروم شد
.......
به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟
میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما
منتظرم برگرده ببینم چی میشه !
اون یه دونه یوسفی هم که برگشت به کنعان اش
استثنا بود ! تو غمت روبخور !!
پدر به دختر :
دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟
دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !
پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم!
مشتری: این کت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یکی چنده؟
فروشنده: وای وای!!
سفارش یارو به فرزندش :
برو مسجد هم نمازت رو بخون هم کفشاتو عوض کن !
یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کنم !
سه نفر توی هواپیما برای هم كلاس می ذاشتند .
اولین نفر با موبایل
دومین نفر با لب تاپ
سومین نفر می بینه داره كم میاره ، میره یك دستمال كاغذی رو لوله می كنه میگذاره توی جیبش ( البته یك گوشه از دستمال كاغذی را از جیبش بیرون میذاره )
بعد میاد پیش دوستاش
یكی از دوستاش ازش می پرسه : این چیه از جیبت بیرونه ؟
میگه وای خدای من ، كی برای من فكس فرستاده !!!؟؟؟
قزوینیه می گن شما چرا اینقدر خوشبختین؟ میگه: برای اینکه بخت می ترسه به ما پشت کنه
به یارو می گن بچت چرا این قدر زشته؟ می گه شو تاریک . سوراخ تنگ . منم
دست تنها می خواستی الن دلون درست کنم
یارو میخواسته آتش نشان بشه. «توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر
جنگل آتش بگیره و اون اطرافآب نباشه چه کار میکنی؟یارومیگه:
هیچی تیمّم می کنیم

بازیگران سری جدید جومونگ:
ایکی تای سوقان، بیر لیوان سو، قاشدی توت، کیم یوسون، یالان چی، یان یووان ... !
( هرکی ترکی بلده، گرفته چی گفتم )







